أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
111
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
بايست است . اگر گويند : گفتار شما اين نيست كه خدا تعالى در هر جا هست ؟ گوئيم : چرا ولى معنايش اينست كه دانا به هر مكانيست و بدان چه در آنست و اين عبارتى است مطابق لغت . يكى برفيقش ميگويد : بدان كه همه جا من با تو هستم و از تو نهان نيستم مقصودش اينست كه به هر چه كنى نادان نيستم و چيزى از آن بر من نهان نيست و گويند : آن مرد در نماز است و در خانمان خود است و مقصود اين نيست كه در آنها جا دارد و همانا مقصودشان اينست كه انجام ميدهد و خانه را سرپرستى مىكند . اگر گويند : مگر اين نيست كه خدا را عرش است و كرسى و اينها معنى مكان دارند ؟ گوئيم : چنين است ولى عرشى كه در قرآن ذكر شده يكى از دو وجه را دارد : 1 - تفسير قول خدا سبحانه ( در آيهء 5 سورهء طه ) كه : « رحمان بر عرش استوار است » و دانشمندان گفتند : عرش در اينجا بمعنى دارا بودن است و استوارى بر آن استيلاء و قدرت و سلطان او است و براى اين توجيه چند گواه آوردند : الف : گفتهء شاعر عرب كه عرش را بمعنى ملك و دارائى آورده و سروده : چون عرشهاى زادگان مروان نگون شوند * و همه نابود گردند چنانچه نابود شدند اياد و حمير ب : در تعبير از استيلاء باستواء و استوارى گفته : چون بر فراز شديم و مستولى شديم بر آنها * وانهاديم آنان را به خاك افتاده براى كركس و پرندهء شكارى و مقصود از آن استيلاء و قدرت و تمكن بر آنها است بمغلوب كردنشان . 2 - تفسير قول خدا سبحانه ( در آيهء 17 سورهء الحاقه ) : « وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ » . ترجمه : بدوش كشند در آن روز عرش پروردگارت را هشت تا .